همشهری آنلاین : سرانجام یکی از مهمانان توانست دل به دریا بزند و پیش از آنکه دلخوری و بگو مگو، مجلس عقد را به*هم بزند، پیام همه پچ*پچ*ها و نگاه*های نگران و سرگردان و ایما و اشاره*ها را به گوش نسرین (دختر خاله عروس) برساند.
داستان این بود که نسرین، مطلقه بود و خانواده عروس باور داشتند که حضور زن مطلقه در اتاق عقد*، شوم است و مانع رسیدن عروس و داماد به خوشبختی... . نسرین هم هیچ نگفت*، بغضش را...
داستان این بود که نسرین، مطلقه بود و خانواده عروس باور داشتند که حضور زن مطلقه در اتاق عقد*، شوم است و مانع رسیدن عروس و داماد به خوشبختی... . نسرین هم هیچ نگفت*، بغضش را...
You do not have permission to view the full content of this article.
وارد شده یا نام نویسی شوید