آخرین ارسال‌ها

خوش آمدید

اگر شناسه کاربری دارید، خواهشمندیم وارد شوید، اما اگر تاکنون شناسه ای نساخته اید، برایگان به خانواده +۲۰ هزار نفری دادپرور بپیوندید.

پرسش و پاسخ سوال در مورد تعهد پدر زوج به بخشی از مهریه

patriot

دادپرور ساده
1 آوریل 2012
13
3
100
تهران
اگر در هنگام عقد پدر زوج بخشی از مهریه که پول هم بوده را تعهد کند و به ذمه بگیرد . مثلا از 200 هزار تومان 100 تومان را پدر به عهده گرفته . بعد از فوت پدر زوج بخشی از ما او تقسیم شود اما زوجه یا عروس متوفی مهریه را مطالبه نکند .ایا اگر بعد از 15 سال زوجه یا عروس مطالبه مهریه بکند اون بخشی که به عهده پدر زوج بوده به به نرخ روز محاسبه میشود یا به نرخ زمان فوت یا زمان دیگری ؟

اگر مستند جواب بدید تا متوجه بشم ممنون میشم .
 

MeysamBabaei

وکیل
15 آگوست 2012
35
7
1,000
ساری
www.moshavere.net
اگر در هنگام عقد پدر زوج بخشی از مهریه که پول هم بوده را تعهد کند و به ذمه بگیرد . مثلا از 200 هزار تومان 100 تومان را پدر به عهده گرفته . بعد از فوت پدر زوج بخشی از ما او تقسیم شود اما زوجه یا عروس متوفی مهریه را مطالبه نکند .ایا اگر بعد از 15 سال زوجه یا عروس مطالبه مهریه بکند اون بخشی که به عهده پدر زوج بوده به به نرخ روز محاسبه میشود یا به نرخ زمان فوت یا زمان دیگری ؟

اگر مستند جواب بدید تا متوجه بشم ممنون میشم .

با سلام خدمت شما دوست گرامی .
پرسش شما بصورت خلاصه به این شرح می باشد :

1- در هنگام عقد پدر زوج بخشی از مهر را که وجه نقد می باشد به عهده می گیرد .
2- بعد از مدتی پدر زوج فوت می کند و بعد از فوت بخشی از ماترک او تقسیم می شود .
3- زوجه بعد از 15 سال پس از فوت پدر زوج مهریه ی خود را مطالبه می کند .
پاسخ تحلیلی به سوال :
درباره ی نکته ی اول باید گفت صرف وعده دادن به اینکه بعداً تعهدی را به عهده میگیرم موثر در مقام نبوده و به این نحو سبب نمی شود تا پدر زوج متعهد و مسئول قلمداد گردد . بنابراین اگر پدر زوج فقط چنین وعده ای به زوجه داده باشد فایده ای نداشته و برای اینکه پدر زوج متعهد تلقی گردد باید در نکاحنامه ذکر گردد که او نیز بخشی از مبلغ مهریه را به عهده می گیرد . ضمن آنکه باید به میزان مبلغی که به عهده گرفته است اشاره کند تا این جهل به مهریه سرایت نکند .
در خصوص نکته ی دوم هرچند مهریه به خودی خود و طبق اصل یک نوع دینی حال است نه موجل با اینوصف بعد از فوت پدر زوج این دین که بر ذمه ی پدر زوج یا همان متوفی بوده به طریق اولی حال و قابل مطالبه تلقی می گردد بر همین اساس زوجه می تواند برای اخذ مهریه ی خود درباره ی آن قسمت که بر عهده ی متوفی ( پدر زوج ) بوده به طرفیت ورثه اقامه ی دعوی نماید . اما آنچه به عنوان یک سوال در اینجا جلب توجه می کند اینکه آیا دراینجا که بخشی از مهریه بر عهده ی شوهر است و بخشی بر ذمه ی پدر شوهر که متوفی شده می توان در مطالبه ی مهریه قائل به تفکیک شد و آن بخش را که مربوط به پدر زوج است مقدم نموده و ابتدا مطالبه کرد و درباره ی بخش دیگر که بر عهده ی زوج است بعداً درخواست نمود ؟ همانطور که می دانیم در صورت اعسار زوج ، دادگاه دستور به تقسیط مهریه می دهد و این یعنی از نظر قانونی در صورت وجود برخی شرایط می توان مهریه را به صورت تدریجی وصول کرد اما این مربوط به زمانی می شود که راهی جز این وجود ندارد چه آنکه درصورت وجود داشتن مال به مقدار لازم دادگاه حکم به تقسیط نمی دهد بلکه محکوم به را یکجا توقیف کرده و به محکوم له می دهد . در اینجا به نظر می رسد از آنجا که ماترک پدر زوج محدود است و نمی توان هیچ ماترکی را نامحدود فرض کرد ، پس درصورتی که مطالبه ای از جانب زوجه برای میزان مهریه ای که بر ذمه ی متوفی بوده صورت نگیرد طبعاً ماترک یا طبق وصیت نامه و یا قانون ارث با خروج دیون بین ورثه تقسیم می شود و در نتیجه بعد از تقسیم ماترک ، زوجه برای اخذ طلب خود به عنوان بخشی از مهریه با مشکل روبرو شده و باید اقامه ی دعوی کند چه بسا که دادگاه ها با چنین پدیده ای به عنوان رضای ضمنی برخورد کنند و عدم اقدام زوجه برای دریافت مهریه را با علم به اینکه ترکه در حال تقسیم است نوعی انصراف و بذل مهر تلقی کنند ( که البته بعید است . ) . ماده 1083- برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد . بنابراین طبق ماده 1083 قانون مدنی بر مدت دار بودن تمام یا بخشی از مهریه ایرادی که بر ذات عقد خدشه وارد کند دیده نمی شود از اینرو به نظر می رسد بر تفکیک مهریه ایرادی که خلاف نص صریح قانون باشد وجود ندارد و به همین خاطر زوجه می تواند به میزان مهری که پدر زوج بر عهده گرفته به عنوان یک دین حال بنگرد و پس از فوت پدر زوج اقدام کرده و آنرا از ماترک اخذ نماید بدون آنکه نسبت به بخش دیگری از مهریه که بر عهده ی شوهرش است اقدامی کند .
اما درباره ی نکته ی سوم که محور اصلی سوال مربوط به همین نکته است باید گفت : زوجه هروقت که بخواهد می تواند مهریه ی خودش را مطالبه کند چه در حال حاضر و چه 15 سال آینده و در این باره محدودیتی برایش فرض نشده است . بر همین اساس حتی اگر بلافاصله بعد از فوت پدر زوج ، از ناحیه ی زوجه مطالبه ای برای مهریه صورت نگیرد ایرادی وارد نیست و زوجه می تواند 15 سال بعد هم مهریه ی خود را مطالبه کند . اما در خصوص اینکه آیا مهریه به نرخ روز محاسبه می شود یا تاریخ فوت پدر زوج ،
اولاً طبق ماده ی 1 آیین نامه ی اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده 1082 قانون مدنی که اشعار می دارد :
ماده 1 ـ چنانچه مهریه وجه رایج باشد مرجع صالح بنا به‌درخواست هر یک از زوجین می‌توان آن را با توجه به تغییر شاخص ‌قیمت سال زمان تادیه نسبت به سال وقوع عقد محاسبه و تعیین‌می‌نماید.
و ثانیاً با توجه به ماده ی 3 آیین نامه ی فوق :
ماده 3 ـ در مواردی که مهریه زوجه باید از ترکه زوج متوفی‌پرداخت شود تاریخ فوت مبنای محاسبه مهریه خواهد بود.
با توجه به وحدت ملاک ماده ی فوق و تنقیح مناط اینکه قانونگذار تاریخ فوت را مبنای محاسبه ی مهریه ای که به عهده ی زوج متوفی است قرار می دهد درباره ی پدر زوج هم که فوت شده می توان تسری داد زیرا هدف مهریه است و محاسبه ی آن ، از اینرو چون پدر زوج بخشی از مهریه را به عهده گرفته نمی توانیم شخصیت مدیون را در خود دین اثرگذار بدانیم و معتقد باشیم ماده ی فوق تنها درخصوص زوج متوفی وارد است نه پدر زوج که فوت شده چه آنکه پدر زوج هم در هر حال مهریه زوجه را بر ذمه دارد و از این جهت فرقی با زوج ندارد . پس با توجه به تنقیح مناط و وحدت ملاک از ماده 3 تاریخ فوت مبنای محاسبه ی مهریه خواهد بود .

 
واپسین ویرایش:
  • آغازگر گفتمان
  • #3

patriot

دادپرور ساده
1 آوریل 2012
13
3
100
تهران
ممنون از شما بابت جواب کامل و جامع .

بله .همانطور که شما گفتی بعید است معرفی نکردن زوجه به عنوان تقسیم ارث بعد از فوت به منزله بذل حساب اید . با توجه به ماده 272 قانون امورحسبی زوجه بعد تقسیم تمام ترکه هم میتواند به ورثه رجوع کند .در اینجا که به اندازه نیاز تمام دین های متوفی هنوز مال است .
داستان به این صورت است که 10 سال پیش یک بخش از مال متوفی تقسیم شد و زوجه مطالبه نکرد .هنوز هم از اموال متوفی باقی است . همانطور که شما ذکر کردید مهریه دین حال است و فوت متوفی تاثیری در حال شدن ان ندارد .با یک استدلال میتوان گفت مهریه قبل فوت هم حال بوده و به نرخ روز محاسبه میشده بعد از فوت هم تغییری ماهیتا در دین ایجاد نشده پس بعد از فوت هم باید مانند قبل محسابه شود ؟ماده 3 آیین نامه ی اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده 1082 قانون مدنی هم به نوعی میتوان مقصود قانون گذار فقط زوج بوده ؟

مطلب دیگری هم که برای بنده سوال هست .ما اصلا باید دین پدر زوج را مهریه محسوب کنیم یا یک دین مستقل؟یعنی دین را باید با قوانین خاص حاکم بر مهریه بررسی کرد یا سایر دیون ؟ میتوان گفت مهریه تعهدی است که فقط زوج متعهد به ان است . و با دین پدر زوج مثل سایر دیون برخور شود نه مهر ؟ زیرا اگر مثل سایر دیون باشد دیگر نمیشود به ماده 3 فوق استناد کرد .اگر هم باید با قوانین حاکم برمهریه استناد کرد .لطف کنید توضیح دهید که اگر یک دین معمولی بود نه مهریه . به طور مثال کسی 100 میلیون بدهکار است بعد از فوت او اگر همین فرایض اتفاق بیفتد .یعنی دین خود را مطالبه نکند و بعد از 10 سال مطالبه کند .در این صورت به نرخ چه زمانی دین او محاسبه میشود ؟ نرخ روز یا زمان فوت ؟ و با چه استنادی؟


----------------

واقعا ممنون از پاسخ کامل و بدون فقص شما .به ویژه مطلبی که در مورد تفکیک مهریه اشاره کردید .
 

MeysamBabaei

وکیل
15 آگوست 2012
35
7
1,000
ساری
www.moshavere.net
ممنون از شما بابت جواب کامل و جامع .

بله .همانطور که شما گفتی بعید است معرفی نکردن زوجه به عنوان تقسیم ارث بعد از فوت به منزله بذل حساب اید . با توجه به ماده 272 قانون امورحسبی زوجه بعد تقسیم تمام ترکه هم میتواند به ورثه رجوع کند .در اینجا که به اندازه نیاز تمام دین های متوفی هنوز مال است .
داستان به این صورت است که 10 سال پیش یک بخش از مال متوفی تقسیم شد و زوجه مطالبه نکرد .هنوز هم از اموال متوفی باقی است . همانطور که شما ذکر کردید مهریه دین حال است و فوت متوفی تاثیری در حال شدن ان ندارد .با یک استدلال میتوان گفت مهریه قبل فوت هم حال بوده و به نرخ روز محاسبه میشده بعد از فوت هم تغییری ماهیتا در دین ایجاد نشده پس بعد از فوت هم باید مانند قبل محسابه شود ؟ماده 3 آیین نامه ی اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده 1082 قانون مدنی هم به نوعی میتوان مقصود قانون گذار فقط زوج بوده ؟

مطلب دیگری هم که برای بنده سوال هست .ما اصلا باید دین پدر زوج را مهریه محسوب کنیم یا یک دین مستقل؟یعنی دین را باید با قوانین خاص حاکم بر مهریه بررسی کرد یا سایر دیون ؟ میتوان گفت مهریه تعهدی است که فقط زوج متعهد به ان است . و با دین پدر زوج مثل سایر دیون برخور شود نه مهر ؟ زیرا اگر مثل سایر دیون باشد دیگر نمیشود به ماده 3 فوق استناد کرد .اگر هم باید با قوانین حاکم برمهریه استناد کرد .لطف کنید توضیح دهید که اگر یک دین معمولی بود نه مهریه . به طور مثال کسی 100 میلیون بدهکار است بعد از فوت او اگر همین فرایض اتفاق بیفتد .یعنی دین خود را مطالبه نکند و بعد از 10 سال مطالبه کند .در این صورت به نرخ چه زمانی دین او محاسبه میشود ؟ نرخ روز یا زمان فوت ؟ و با چه استنادی؟


----------------

واقعا ممنون از پاسخ کامل و بدون فقص شما .به ویژه مطلبی که در مورد تفکیک مهریه اشاره کردید .

با تشکر از بذل توجه و دقت نظر شما در مطالعه ی پاسخ
سوالات شما به ترتیب :
1- آیا مهریه بعد از فوت باید به نرخ روز محاسبه شود ؟
2- آیا ماده 3 آیین نامه ی مذکور تنها مربوط به زوج می باشد ؟
3- آیا دین پدر زوج به عنوان مهریه است یا یک دین مستقل ؟
4- دینی که بعد از فوت مدیون باید پرداخت گردد آیا به نرخ روز محاسبه می شود یا زمان فوت ؟
درخصوص سوال اول همانطور که پیش از این گفتیم درصورتی که زوج فوت شود طبق ماده 3 همان آیین نامه تاریخ محاسبه مهریه تاریخ فوت می باشد . اما درصورتی که پدر زوجه فوت شود چون نص صریحی در قانون در این مورد خاص وجود ندارد از اینرو راه و چاره ای جز استدلال و استنباط وجود ندارد ، گفتیم که مناط و علت صدور حکم ماده ی 3 ارتباطی به مدیون یا همان شخص زوج ندارد از اینرو می توان آنرا گسترش داده و به پدر زوج هم تعمیم داد هرچند به خاطر عدم نص صریح قانونی این مساله تا حدودی بین حقوقدانان و رویه اختلافی است . نظر به همین استدلال پاسخ سوال دوم شما نیز مشخص است .
اما درخصوص سوال سوم که بی ارتباط با دو سوال پیشین شما هم نیست باید گفت : دین یک مفهوم عام است که شامل همه ی انواع خودش می شود دین انواعی دارد چون قرض ، وام بانکی ، ثمن معامله در معنای عرف ، اجاره بهایی که باید به موجر پرداخت در معنای عرف ، مهریه و ... همه ی اینها جزو دیون محسوب می شوند . مهریه همانطور که گفتیم یک دین است و از نوع حال نه موجل ، پس فرق آن با سایر دیون این است که ممکن است دیون دیگر موجل باشند و بعد از فوت حال شوند اما مهریه همواره حال است و قابل مطالبه . دین مهریه را شخص ثالث می تواند تضمین کند یا به عهده بگیرد که در صورت تضمین و فوت ضامن ( در اینجا پدر زوج ) طبق ماده 248 قانون امور حسبی ورثه مسئول مضمون به یا همان مهریه است که در عمل آثار مشابهی با تعهد پدر زوج دارد . اما در فرض سوال چون پدر زوج بخش معینی از مهریه را قبول کرده و تعهد به پرداخت آنرا می کند نامبرده به زوجه بدهکار بوده و مدیون است . دینی که بر عهده دارد دارای عنوان بوده و صرفاً یک دین بی وجه نیست و نامش مهریه است . لازم به ذکر است که در هر علمی دو بخش عمده وجود دارد که اولی قواعد عمومی آن است و دومی قواعی خصوصی آن . در حقوق مدنی هم به همین منوال است . قواعد عمومی معاملات و قراردادها به عنوان مثال درباره ی خود دین صحبت می کند اما قواعد خصوصی قراردادها و معاملات و عقود درباره ی نوع دین و قوانین مربوط به انواع عقود و دیون راجع به آن بحث می کند . از لحاظ قواعد عمومی پدر زوج مدیون زوجه است ولی باید تعیین شود این دین از چه نوعی است پس با رجوع به مساله متوجه می شویم که این دین از نوع مهریه است . تا آنجا که مربوط به قواعد عمومی می شود دین پدر زوج یک دین مستقل است و نوع آن از نظر قواعد خصوصی مربوط به مهریه می باشد . از اینرو برای صحت این تعهد می توان به ماده 190 قانون مدنی و قواعد عمومی مربوط به آن رجوع کرد منتهی برای اینکه بدانیم درباره ی مهریه چگونه رفتار کنیم باید به قوانین خاص این نوع دین مراجعه نماییم.
اما درخصوص سوال چهارم ، نظر به اینکه ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی اشعار می دارد :
در دعاويي كه موضوع آن دِ‌ين و از نوع وجه رايج بوده و با مطالبه داين و تمكن مديون، مديون امتناع از پرداخت نموده، در صورت‌تغيير فاحش شاخص قيمت سالانه از زمان سررسيد تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبكار، دادگاه با رعايت تناسب تغيير شاخص سالانه كه توسط‌بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران تعيين مي‌گردد محاسبه و مورد حكم قرار خواهد داد مگر اين‌كه طرفين به نحو ديگري مصالحه نمايند.
درصورتی که اولاً موضوع دعوی دین و از نوع وجه رایج باشد ، ثانیاً داین مطالبه نماید ، ثالثاً مدیون متمکن به پرداخت باشد و با وجود تمکن امتناع از پرداخت نماید ، با جمع همه ی این موارد دادگاه با رعایت تناسبت تغییر شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی ایران تعیین می گردد محاسبه نموده و حکم مقتضی صادر می نماید مگر آنکه بین طرفین به نحو دیگری مصالحه شده باشد یا بعداً صلح نمایند .
طبق آنچه در فوق آمده اگر داین مطالبه نکند از شمول ماده ی فوق خارج است و اگر مطالبه کند اما مدیون متمکن به پرداخت نباشد بازهم نمی توان خسارت تاخیر تادیه را محاسبه نموده و دین را برمبنای روز حساب کرد .
نظر به اینکه بسیاری از طلبکاران ممکن است به عمد از وصول طلب خویش استنکاف نمایند و بعد از گذشت مدت زیاد اقدام به مطالبه ی دین و خسارات هنگفتی که به مدیون وارد می شود کنند ،
نظر به اینکه در برخی مواقع مدیون از دین خود بی اطلاع است و در صورتی که خسارت تاخیر تادیه از تاریخ سررسید محاسبه شود اجحافیست در حق مدیون درحالیکه دائن یا طلبکار هر زمان می تواند طلب خویش را مطالبه کند ،
بنابراین به نظر می رسد تاریخ مطالبه خسارت تاخیر تادیه همان تاریخ مطالبه طلب است نه تاریخ سررسید یعنی اگر سررسید شخصی که 100 میلیون بدهکار بوده در سال 1380 بوده و این شخص در تاریخ 1381 فوت کند و طلبکار 10 سال بعد از سررسید مطالبه ی طلب کند تاریخ محاسبه ی خسارت تاخیر تادیه از زمان مطالبه آغاز می شود یعنی از سال 1390 .
هرچند در همین زمینه نظریه ی دیگری هم در بین حقوقدانان وجود دارد که تاریخ محاسبه ی خسارت تاخیر تادیه را تاریخ سررسید می داند . که البته نظریه ی تاریخ مطالبه به رویه نزدیکتر است .
لازم به ذکر است که دعاوی مربوط به اوراق تجاری ، مهریه و اسناد موضوع آیین نامه ی اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا از تاریخ سررسید سند محاسبه می شود نه تاریخ مطالبه و آنچه در فوق گفتیم مربوط به دعاوی بوده که موضوع آن دین و وجه رایج است .


 
واپسین ویرایش:
  • آغازگر گفتمان
  • #5

patriot

دادپرور ساده
1 آوریل 2012
13
3
100
تهران
نکته ای که من در تحلیل های شما متوجه شدم . در این مورد خاص که موضوع وجه نقد است و عین معین نیست . اگر مهریه این شرایط را دارا باشد که ثالثی مثل پدر زوج متعهد شده باشد . با توجه به استدلال شما که ماده 3 مذکور را به پدر زوج نیز تسری دهیم . و از زمان فوت محاسبه کنیم . خسارت در تاخیر تادیه را نیز با توجه به نداشتن شرایط ماده 220 ق.ا.د.م نتوانیم از زمان فوت محاسبه کنیم و از زمان مطالبه تاخیر در تادیه محاسبه شود .در نهایت در عمل در مورد مهریه ای که به عهده پدر زوج است به نرخ زمان فوت محاسبه میشود .در فرض مهریه نبودن دین نیز با داشتن ان شرایط مذکور با توجه به مطالب شما باز هم در نهیات در عمل از زمان فوت محاسبه دینی که وجه نقد باشد و عین معین نباشد و تحت عنوان مهریه هم نباشد . درسته ؟ پس در عمل تفاوتی نمیکند تحت عنوان مهریه بررسی شود یا غیر از مهریه در این مورد خاص ؟

---------------------------------------------

اما جدای از این مباحث . به طور کلی در موردی که ما شخص بدهکار و طلبکار داریم . در اصل و اولویت وظیفه طلبکار است که دین خود را درخواست کند یا وظیفه بدهکار است که دین خود را پرداخت کند؟ و در صورتی که چیزی نه درخواست شود و نه چیزی پرداخت شود تقصیر بر گردن کیست ؟


با تشکر از شما بابت وقتی که میگذارید
 

MeysamBabaei

وکیل
15 آگوست 2012
35
7
1,000
ساری
www.moshavere.net
استدلال دیگری هم در همین راستا به نظر می رسد که در ذیل خواهم آورد :
در ابتدا باید ماهیت تعهد ثالث یا همان پدر زوج را تعیین کرد . درواقع باید بین اینکه تعهد ثالث در این زمینه ماهیت مهریه دارد یا ماهیت عقدی دیگر قائل به تفکیک شد . اگر بپذیریم که تعهد ثالث در پرداخت مهریه از نظر ماهوی همان مهریه است و ماهیت دیگری ندارد پس در ابتدا باید گفت مهریه به نرخ روز محاسبه خواهد شد . اما با توجه به اینکه ثالث فوت می کند و چون فوت می کند نمی توان قائل به تقصیر شد و گفت که او عمداً در ادای دین تمرد جسته پس نمی توان خسارت تاخیر تادیه را بر او بار کرد که در این فرض هم نمی توان مهریه را به نرخ روز محاسبه نمود چه آنکه ثالث فوت کرده و مهریه که وجه نقد رایج است هنوز مطالبه نشده مگر آنکه بگوییم چون مهریه بعد از فوت ثالث به ورثه منتقل می شود پس ورثه باید به نرخ روز مهریه را پرداخت نماید و این فرض در حالیست که ماده ی 3 آیین نامه اجرایی قانون الحاقی به تبصره یک ماده 1082 را نادیده بگیریم .
اما فرض دوم این است که بگوییم وقتی ثالثی مهریه را بر عهده می گیرد این تعهد به چه عنوانیست ؟ آیا همان مهریه است ؟ به نظر می رسد این تعهد ، تعهدی جدید است که می توان آنرا در قالب تبدیل تعهد یا ضمان قرار داد . درصورتی که تبدیل تعهد صورت گیرد و مهریه به ضمان بدل شود آنگاه پس از فوت ثالث طبق ماده ی 248 قانون امور حسبی ضمان به ورثه منتقل گردیده و ورثه مسئول خواهند بود . اما باید دید احکام ضمان در این مورد خاص چگونه است . فرضاً اگر الف به ب بدهکار باشد و ج از الف ضمانت کند ، ج به عنوان ضامن باید دین الف را به ب بپردازد و بعداً به الف رجوع کند . در اینجا مساله این است که نمی توان در عقد شرط نمود ج تا ابد ضامن الف باشد و هم در یک معامله ضامن از تعهدی ضمانت می کند که سررسید آن معلوم است یعنی ج به عنوان ضامن در سررسید مشخص باید وجهی را به ب بپردازد به این نوع ضمانت می گویند ضمان نقل ضمه به ضمه . به همین نحو باید در تعهدی که ثالث به عنوان ضامن در پرداخت مهریه به عهده می گیرد سررسید معلوم باشد و همانطور که می دانیم سررسید در مهریه از زمان انعقاد عقد نکاح است و اگر همین سررسید در تعهد ثالث هم درنظر گرفته شده باشد پس زوجه باید پس از وقوع عقد میزان مهریه ای را که ( به عنوان مضمون به ) بر عهده ی ثالث نهاده از او مطالبه کند و درواقع اگر پس از تاریخ مطالبه و همچنین تمکن طبق ماده ی 522 قانون آیین دادرسی مدنی ضامن وجه را پرداخت نکند خسارت تاخیر تادیه از تاریخ عدم تادیه محاسبه خواهد شد .
سوال شما در هرصورت نیازمند به تجزیه و تحلیل بیشتری دارد و همچنین لزوم طرح آن در کمیسیون اداره ی حقوقی و هم بررسی و شور و اجماع بیشتر درباره ی آن به شدت احساس می شود ، درباره ی این سوال نمی توان به جد و قطع و یقین نظری دارد و تنها می توانیم به استدلالهای خودمان تکیه کنیم زیرا نص صریح قانونی در این زمینه نداریم . امیدوارم سایر دوستان عزیز که در این انجمن حضور دارند در حل مساله ما را یاری رسانند و همچنین بین استدلالهایی که تاکنون ارائه دادم خواهشمندم دوستان قضاوت بفرمایند که کدام استدلال منطقی تر و صحیح تر به نظر می رسد .
 
واپسین ویرایش:
بالا