بنام خدا
جمهوری اسلامی براساس انتخاب آگاهانه ملت ایران بنا نهاده شد و بناهم براین بود که این آزادی وآگاهی برای همیشه نهادینه شود. اما بمرور از میزان آنها کاسته شد ویا بعبارتی محدود شد ونتیجه همین است که می بینیم وهرچند گاه کشور دچاربحران میشود ودر هر مساله کوچک وبزرگ زلزله برپا میشود.
علت موفقیتهای کشورهای پیشرفته تنها درسایه همان موارد بالا بوده است که در مورد نظام ما نیز توقع چنین بود و بویژه که نظام ما اسلامی هم بود. تنها فرق ما باآنان دراین بود که ما متکی بر احکام اسلام گام برمیداریم . اما در این مورد هم کوتاهی کردیم . مجمع تشخیص مصلحت نظام برای همین امد بوجود آمد تا گره هارا بگشاید اما ما در همان آغاز کار برای مردم خط مشی تعیین کردیم وآنانرا از انتخاب آزادانه باز داشتیم .نظارت استصوابی عامل اصلی این محدویت شد ودر نتیجه کسانی به مجالس ویا مناصب دست یافتند که صالح نبوده ویا ازفیلتر گذشته بودند وصالحان از گردونه حذف شدند .در این صورت چه انتظاری از مسوولان است؟ عموما یا بی خاصیتند ویا مقلد ومنتظر حوادث .کشوریکه مدام در تخریب وجنگ است چگونه میتواند پیش برود ؟دوگام میرود وسه بعقب برمیگردد.ما در مسیر کشورهای مترقی نیستیم مضافا اینکه در مسیر اسلامی هم نیستیم . جمهوریت واسلامیت تنها یک واژه وابزار است . نه آزادی انتخاب است ونه مردم در امور آگاه . بعنوان مثال در همین رویداد غم انگیز پلاسکو نه مردم را در جریان امور قرار میدهیم ونه امکان سوال هست .نتیجه اینکه مردم را در گمراهی وسردرگمی قرار داده ایم و مسوولیتها هم متوجه همه یا هیچکس است و مردم خسته از امور جاری .آیا این مردم خسته چه آفرینشی میتوانند بکنند؟
جمهوری اسلامی براساس انتخاب آگاهانه ملت ایران بنا نهاده شد و بناهم براین بود که این آزادی وآگاهی برای همیشه نهادینه شود. اما بمرور از میزان آنها کاسته شد ویا بعبارتی محدود شد ونتیجه همین است که می بینیم وهرچند گاه کشور دچاربحران میشود ودر هر مساله کوچک وبزرگ زلزله برپا میشود.
علت موفقیتهای کشورهای پیشرفته تنها درسایه همان موارد بالا بوده است که در مورد نظام ما نیز توقع چنین بود و بویژه که نظام ما اسلامی هم بود. تنها فرق ما باآنان دراین بود که ما متکی بر احکام اسلام گام برمیداریم . اما در این مورد هم کوتاهی کردیم . مجمع تشخیص مصلحت نظام برای همین امد بوجود آمد تا گره هارا بگشاید اما ما در همان آغاز کار برای مردم خط مشی تعیین کردیم وآنانرا از انتخاب آزادانه باز داشتیم .نظارت استصوابی عامل اصلی این محدویت شد ودر نتیجه کسانی به مجالس ویا مناصب دست یافتند که صالح نبوده ویا ازفیلتر گذشته بودند وصالحان از گردونه حذف شدند .در این صورت چه انتظاری از مسوولان است؟ عموما یا بی خاصیتند ویا مقلد ومنتظر حوادث .کشوریکه مدام در تخریب وجنگ است چگونه میتواند پیش برود ؟دوگام میرود وسه بعقب برمیگردد.ما در مسیر کشورهای مترقی نیستیم مضافا اینکه در مسیر اسلامی هم نیستیم . جمهوریت واسلامیت تنها یک واژه وابزار است . نه آزادی انتخاب است ونه مردم در امور آگاه . بعنوان مثال در همین رویداد غم انگیز پلاسکو نه مردم را در جریان امور قرار میدهیم ونه امکان سوال هست .نتیجه اینکه مردم را در گمراهی وسردرگمی قرار داده ایم و مسوولیتها هم متوجه همه یا هیچکس است و مردم خسته از امور جاری .آیا این مردم خسته چه آفرینشی میتوانند بکنند؟